تبلیغات
وستام گودرزی - تو چه دانی که
امشب گوشه میخانه نشستی و پیاله به دستم دادی
دریغ از برگ سبزی که بر در میخانه خشکید
امشب ساقی میخانه پیک می میریخت و دلدارش را نبود
تو چه دانی که دلدارش را صف اول می ریخته بود
امشب تو گناه همگان را در چشم مستانه مردی دیدی
من نمیدام تو چه دانی از من و مردان این میخانه
مجتبی گودرزی... در گاهی از زمان


تاریخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 | 09:02 ب.ظ | نویسنده : مجتبی گودرزی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات