تبلیغات
وستام گودرزی - یاد دارم
اقا ما حوصله مون سر رفته بود / گفتیم بیایم اینجا یه چیزی بنویسیم / اینم میدونستم که حالا حالاها کسی اینجا نمیاد چه برسه به کامنت گذاشتن............
من که مینویسم ... چون نوشتن دست خودم نیست دیگه بهش عادت کردم //// اگه ننویسم میشه گفت مریض میشم واسه همین برو تو عمق ببین چی گفتم / ببین واقعا مریضم یا نه؟؟؟ ههههه ه ه هه ه ه 
هوا بارونیه برگرد_ نجاتم بده از وحشت_ بیا گیساتو چترم كن_ بیا دوباره شر رگبارو از سرم كم كن / اینو مطمئن باش از من نیست از مسعود درویش بود  حالا از خودم میخام در آن ( فی البداهه) بگم:
یاد دارم در سکوتی سنگین چه بی بها در شبی در تالاری شکستم..
یاد دارم در غروبی چه  بی صدا در زیر سایه خودم چگونه محو شدم...
یاد دارم در میان هزاران گرگ نا اهل زمین وصف آرزوهایم مایه خاری آنها شد...
یاد دارم چگونه درواژه یک انشایی که آن را بارها از حفظ خانده بودم چگونه مکث کردم...
یاد دارم .......
ادامه دارد



تاریخ : شنبه 23 دی 1391 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : مجتبی گودرزی | نظرات

  • قالب وبلاگ
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات